1- نباید در انتخابات مجلس هشتم شرکت کرد. این اعتقادی است که از روز اول اعلام نتایج بررسی صلاحیتها توسط هیاتهای اجرایی منتخب وزارت کشور داشتهام. اصلی ترین استدلال من در اثبات این نظر نیز این بوده که اکثریت قریب به اتفاق کاندیداهایی که در نهایت قرار است به عنوان نامزدهای اصلاحطلب در انتخابات مجلس هشتم شرکت کنند، با معیارهای حداقلی شخصی من درباره اصلاحطلبی نیز سازگاری ندارند. نگاهی کوتاه به اسامی حاضر در فهرست ائتلاف اصلاحطلبان این مسئله را به روشنی هرچه تمامتر اثبات میکند.
از سوی دیگر از آغاز معتقد بودم اقتدارگرایان پروژهای دو مرحلهای برای ممانعت از ورود اصلاحطلبان به مجلس دارند. مرحله اول این پروژه که شامل ردصلاحیت فلهای و تاییدصلاحیت قطره چکانی بود با هدف حذف کاندیداهای طیف پیشروی اصلاحات و تایید ذرهای برخی داوطلبان موسوم به اصلاحطلب که خطری را متوجه برنامهها و سیاستهای اقتدارگرایان نمیسازند، اجرایی شد تا این جریان برای شرکت در انتخابات و ارائه لیست مردد شود و در نهایت برای جلوگیری از تفرقه درونی اقدام به شرکت در انتخابات کند.
به این صورت هم اصلاحطلبان امتحان پس داده از حضور در انتخابات محروم میشوند و هم کلیت این جریان با توجه به انتظاری که از آنها میرفت (و مشخص شد که انتظار صحیحی هم بود) با پیشه نمودن انواع و اقسام ملاحظات و مصلحت سنجیها، بر طبل شرکت در انتخابات میکوبد و بدین شکل، آنچه کانون قدرت از آن هراس دارد یعنی تحریم انتخابات توسط نیروهای درون نظام هم شکل عملی به خود نخواهد گرفت.
مرحله دوم پروژه اما در هنگام شمارش آرا اجرایی میشود که در آنجا به علت یکدستی نهادهای اجرایی و نظارتی، آرای درصد عمدهای از کاندیداهای اصلاحطلب که رای اکثریت مردم حوزه انتخابیه خود را به دست آوردهاند، به راحتی هرچه تمامتر خوانده نمیشود تا این جریان هرگز نتواند از فراکسیونی که از نظر کیفی و کمی میتوان از آن به عنوان اقلیتی قدرتمند در مجلس آینده ذکر کرد، برخوردار باشد. مشابه این تاکتیک در انتخابات اخیر شوراها توسط اقتدارگرایان استفاده شد و البته جواب نیز داد.
2- از هنگامی که نظریه تحریم انتخابات مجلس هشتم را مطرح کردم و البته از مدتها پیش از آن (به طور خاص از زمانی که شروع به وبلاگنویسی کردم)، شاهد طرح مسائل و مباحث متعددی درباره خودم بودم که البته از بسیاری لحاظ مسبوق به سابقه بودند.
این واکنشها عمدتا از جانب دو جریان مطرح میشد؛ جریان اول آن دسته از افرادی هستند که کانهو قاضی مرتضوی ذره بین به دست گرفتهاند و بوی خاک را در جستجوی ریزترین نکتهای که بتوانند در برخی مکانها از آن علیه بنده استفاده نمایند، زیرورو میکنند. این دسته را به دلیل بیاهمیتی به خودشان واگذاردهام.
دسته دوم اما دوستانی بودند که از سر لطف و رفاقت، جامه نقد منصفانه به تن کرده و به ذکر مواردی که از نظر ایشان در تحلیلهای من لحاظ نشده بود، پرداختند. بی هیچ تعارفی اذعان دارم آنچه امروز بدان رسیدهام تا حد فراوانی مرهون و مدیون این رفیقان شفیق است.
3- مصطفی تاجزاده، رئیس ستاد انتخابات جبهه مشارکت، چند روز پیش در جمعی در پاسخ به این پرسش که در صورت بروز اختلافات جدی درون تشکیلاتی در یک حزب سیاسی بر سر موضعی کلیدی، تکلیف بیان نظرات متفاوت و گاه متناقض اعضای آن چگونه است؟ تصریح کرد که اظهارنظر در این موارد کاملا آزاد است اما زمانی که تصمیم نهایی تشکیلات اتخاذ شد، تمام اعضاء موظف به تبعیت از آن و یا حداقل دوری از هرگونه فعالیت تبلیغاتی و سیاسی علیه آن هستند. این اظهارنظر صریح او پاسخی قاطعانه و پایانی صریح بود بر خودشیرینانی که تنها راه اثبات خویش را در نفی دیگران میبینند.
از سوی دیگر به خاطر میآورم در ایام جانکاه پس از انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری، دکتر علیرضا علویتبار که از اعضای کلیدی شورای سیاست گذاری ستاد انتخاباتی دکتر معین بود، در یکی دیگر از مجامعی که ذکرش رفت برای نخستین بار اذعان کرد که قاطعانه با شرکت در انتخابات مخالف بوده اما پس از آنکه مشاهده کرده تمامی یارانش به حضور در انتخابات اصرار دارند، او نیز به تبع جمع یاران بر این روال عمل کرده است.
4- با توجه به مسائلی که ذکر شد و درحالیکه کماکان تمام استدلالات منطقیم بر لزوم تحریم انتخابات قرار دارند؛ ضمن تاکید مجدد بر نقدهای ساختاری که به عملکرد ستاد ائتلاف اصلاحطلبان و مجموعه این جریان در انتخابات مجلس هشتم وارد میدانم و نیز اعلام خطر نسبت به استحاله درونی جنبش اصلاحطلبی ملت ایران به دست منافقانی که جامه اصلاحطلبی به ریا بر تن کردهاند از یک سو و ناکاربلدانی که اگرچه نیت خیر دارند اما در این مسیر دشوار، حقیقت را فدای مصلحت سنجیهای نابهجای خود نمودهاند از سوی دیگر و در عین اطمینان از بیهوده بودن تلاشها برای برخورداری از اکثریت مجلس هشتم، حال که مجموعه اصلاحطلبان و به خصوص احزابی مانند جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب و نیز اکثر دوستان وبلاگ نویس و روزنامه نگارم اگرچه با اکراه و درد اما به ناچار قصد شرکت در انتخابات پیش رو را دارند، به عنوان فردی که علیرغم نقدهای موجود، خود را به هر حال متعلق به جنبش اصلاحات و جزئی از آن میدانم، حمایت خود از ائتلاف اصلاحطلبان در انتخابات مجلس هشتم را اعلام کرده و از این پس به سان تمام انتخابات گذشته از دوستان، آشنایان و نزدیکان خود درخواست میکنم تا در انتخابات 24 اسفند شرکت کرده و به فهرست ائتلاف اصلاحطلبان رای دهند. اما درعینحال تاکید میکنم این تغییر تفکر به معنی بازگشت از نگاهی که به انتخابات پیش رو دارم و ارائه چک سفید امضا به اصلاحطلبانی که این روزها تنها خاطرهای نوستالژیک از این نام را یدک میکشند، نیست.
کما اینکه این برای نخستین بار خواهد بود که هیچ نقدی را به تحریمیان انتخابات وارد نمیدانم.
مرتبط:
من رای می دهم - کریم ارغنده پور
بیانیه تحلیلی جبهه مشارکت درباره دلایل شرکت در انتخابات ناعادلانه مجلس هشتم
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی: تنها برای مقابله با اقتدارگرایان در انتخابات شرکت می کنیم
معرفی کاندیداهای ائتلاف اصلاح طلبان تهران
کاندیداهای مورد حمایت ائتلاف اصلاح طلبان در سراسر کشور
حمایت هنرمندان و سینماگران برجسته کشور از نامزدهای اصلاح طلبان
نشست پرسش و پاسخ وبلاگ نویسان با کاندیداهای اصلاح طلب
به احترام خرد جمعی - مصطفی رسته مقدم
