تبليغاتX
بوی خاک - هزینه‌هایی كه باید تحمیل شود
قفل یعنی کلیدی هست

 

در این میان، آنگونه كه از اخبار رسمی و غیررسمی برمی‌آید و با كمال تاسف، جریان مخالف اصلاحات در عزم خود راسخ است و شرایط حساس كشور هیچ تاثیری در روند بررسی صلاحیت‌ها و برگزاری انتخابات پیش رو كه برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی، نماد اجرایی و نظارتی آن از یك طیف فكری و سیاسی هستند، نداشته است.

 

بنابراین با توجه به شرایط موجود، جای این پرسش به وجود می‌آید حال كه مخالفان در تصمیم خود برای ممانعت از حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده راسخ هستند، آیا اصلاح‌طلبان باید همچنان بر حضور در این انتخابات پافشاری كنند؟ به عبارت دیگر، هنگامی كه تمام شواهد و قرائن از اراده اقتدارگرایان برای رد صلاحیت اصلاح‌طلبان حكایت می‌كند، آیا بهتر نیست تا اصلاح‌طلبان این میدان را پیشاپیش به رقیب واگذارند و عرصه را به نفع مخالفان خالی سازند؟

 

برای پاسخ به این پرسش ذكر نكاتی چند ضروری است. ناگفته پیداست كه عدم حضور اصلاح‌طلبان در صحنه مدیریتی، اجرایی و تقنینی كشور در آینده، معنای ادامه روند «حاكمیت یكدست» است. حاكمیتی كه با پیروزی اصولگرایان در بازی یك‌گله مجلس هفتم استارت آن زده شد و با پیروزی «محمود احمدی‌نژاد» در انتخابات دوره نهم ریاست‌جمهوری تكمیل شد.

 

این حاكمیت یكدست البته آن‌گونه كه حاملانش از ابتدا ادعا داشتند، نه تنها هیچ تاثیری در بهبود شرایط كلی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بین‌المللی كشور نداشته بلكه آثار و تبعات آن می‌رود تا ایران را وارد بحرانی‌ترین و ناگوارترین مقطع خود به لحاظ داخلی و بین‌المللی در سه دهه اخیر نماید.

 

با این اوصاف، ممانعت اقتدارگرایان از حضور اصلاح‌طلبان در مجلس آینده و با حربه رد صلاحیت‌ها، نشانه عزم جریان حاكم برای ادامه حاكمیت یكدست با تمام تبعات‌اش است. تبعاتی كه به‌ گواه كارشناسان حوزه‌های مختلف، نتایج اسفباری برای مردم و كشور ایران به دنبال خواهد داشت. همین مسئله است كه باعث می‌شود دلیل اصرار اصلاح‌طلبان به حضور در مبارزات انتخاباتی مجلس هشتم و فرصت در معرض آرای مردم قرار گرفتن آشكار شود.

 

چو آنكه، اگر اصلی به جز منافع و مصالح ملی و حفظ تمامیت ارضی و عزت دولت و ملت ایران در سطوح بین‌المللی برای اصلاح‌طلبان در اولویت بود، این جریان می‌توانست به خواست خود از بازی كناره بگیرد و با سپردن میدان به رقیب، سرنوشت كشور را یكسره به جریان كنونی حاكم بسپارد و همان‌ها هم پاسخگوی عملكرد خود در آینده باشند و واضح و مبرهن است كه این كار، راحت‌ترین حربه‌ای است كه اصلاح‌طلبان می‌توانند آن را برای عافیت‌طلبی اتخاذ كنند، اما آیا سرنوشت ملت و كشور چنین اجازه‌ای را به آنها می‌دهد؟

 

این‌چنین است كه اصلاح‌طلبان به سبب تعهدی كه به حفظ منافع ملی و سرنوشت كشور دارند، ناگزیر از ورود به عرصه انتخابات مختلف هستند و در این راه چاره‌ای جز تحمیل خود بر رقیب ندارند.

 

از سوی دیگر، اما نباید هم فراموش كرد همان‌گونه كه پیش از این ذكر شد، ردصلاحیت فله‌ای اصلاح‌طلبان، هزینه‌های فراوانی هم برای اردوگاه اقتدارگرایان به دنبال دارد. هزینه‌هایی كه رقبا به‌طور قطع از پرداخت آن ابا دارند و به همین علت با تمام وجود و استفاده از انواع و اقسام حربه‌ها تلاش می‌كنند تا اصلاح‌طلبان با پای خود زمین بازی را ترك كنند.

 

هشدارها، تهدیدها و توصیه‌های مكرر اشخاص و گروه‌های مختلف ضداصلاحات در ایام اخیر كه گاه به تندی و عتاب و گاه با نرمی و دلسوزی، اصلاح‌طلبان را به كناره‌گیری از انتخابات پیش رو ترغیب می‌كنند نیز در چارچوب همین تاكتیك قابل ارزیابی است.

 

این موضوع، آنگاه رنگ اثبات بیشتری به خود می‌گیرد كه به یاد بیاوریم، از لحظه پایان فرآیند بررسی صلاحیت نامزدها تا آغاز فرصت تبلیغات انتخاباتی، تنها 24 ساعت زمان است و این مهلت اندك باعث می‌شود تا جریانات و نامزدهایی مانند اصلاح‌طلبان كه در برخورداری از رسانه‌های ارتباط جمعی دچار ضعف و كمبود هستند، با مشكلات و محدودیت‌های فوق‌العاده‌ای برای تبلیغات دست به گریبان شوند.

 

از این رو است كه مسوولان ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان و كاندیداهای این جریان نباید فریب این تاكتیك مخالفان را بخورند و انرژی اصلی خویش را معطوف آغاز زمان تبلیغات انتخاباتی كنند تا در صورتی كه مخالفان در لحظات آخر حاضر به پرداخت هزینه ردصلاحیت اصلاح‌طلبان نشدند، از این مسئله غافلگیر نشوند.

 

امری كه با توجه به شرایط حساس كشورمان در هر دو حوزه داخلی و بین‌المللی بیشتر محتمل می‌نماید. نباید فراموش كرد كه اگر مخالفان اصلاحات، تصمیم قطعی خود برای ردصلاحیت اصلاح‌طلبان را اتخاذ كرده بودند، نیازی به این همه تهدید و توصیه نبود. 

 

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه در دوشنبه 1 بهمن1386  | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin