تبليغاتX
بوی خاک - دیگر احمدی نژاد را نقد نمی کنم
قفل یعنی کلیدی هست

 

بنده تاکنون در نگارش برخی از یادداشت­های خویش، مرتکب یک اشتباه بزرگ می­شدم؛ واقعیت آن است که از ابتدای مطرح شدن نام «محمود احمدی­نژاد» در فضای سیاسی ایران، اگرچه عموم تحلیلگران و ناظران آگاه بودند که مواضع و بیانات صاحب این عنوان اساسا منویاتی است از جانب «دیگران» که صرفا توسط او بیان می­شود، اما گاه شدت «شوکی» که بر اثر سخنان محیرالعقول آقای احمدی­نژاد بر اعصاب انسان وارد می­شد، تا آن حد بود که آدمی را لاجرم به پاسخگویی وا می­داشت.

 

با این حال، صادقانه اعتراف می­کنم که «سوءتفاهم» موجود میان بنده و آقای احمدی­نژاد به خصوص پس از شنیدن برخی از مواضع اخیر ایشان، کاملا مرتفع شده­است. برای آنکه شما عزیزان را نیز از سردرگمی احتمالی خارج نمایم، توجهتان را تنها به یک فراز از پاسخ­های ایشان به خبرنگاران درباره احتمال وقوع جنگ بین ایران و کشورهای خارجی جلب می­کنم: «دشمن از دست ما عصبانی است. آنها نقشه ایران را بر روی دیوار می­کشند و با دارت!!! به آن می­زنند و بعد می­گویند که می­خواهیم به ایران حمله کنیم».

 

با این اوصاف و با توجه به اینکه حجت را بر خود تمام شده می­دانم، زین پس با تمام احترامی که برای ایشان قائلم، تجزیه و تحلیل مواضع آقای احمدی­نژاد را چیزی جز «اتلاف وقت» و «به بیراهه رفتن» نمی­دانم و دیگر مطلبی در نقد، بررسی و یا حتی واکنش به سخنان ایشان به رشته تحریر درنمی­آورم.

 

ناگفته پیداست که این مسئله به معنای دست کشیدن از نقد صریح و بی­پروای «گفتمان و ادبیات» جریان حاکم و استراتژی­های اقتدارگرایان برای «یکدست سازی حکومت» که گاه ممکن است از زبان آقای احمدی­نژاد هم بیان شود، نخواهد بود.

 

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه در پنجشنبه 3 آبان1386  | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin