تبليغاتX
بوی خاک - کروبی روزه شکسته، ما کی افطار می‌کنیم؟
قفل یعنی کلیدی هست

 

حتما تاکنون بارها در موقعیتی قرار گرفته‌اید که مجبور باشید به علت آنچه خود به آن «مصلحتی کلی‌» می‌گویید، چشم و گوش بر بسیاری از گفتار و کردار که روحتان را می‌خراشد و آزارتان می‌دهد ببندید و دندان روی جگر بگذارید تا مبادا بر اثر این «بی‌احتیاطی» آن «مصلحت موعود» دچار خدشه شود. 

این قاعده در عرصه سیاست اما کاربردی بسیار بیشتر از زندگی روزمره دارد. برخی هم آن را حتی از یک مقوله که تابعی از «سیاست ورزی عادی» است به یک «هنر» تعبیر می‌کنند و کاربرانش را «هنرمند» می‌دانند. در اینجا اما یک پرسش اساسی به وجود می‌آید که «آنگاه که پای تلاش برای رسیدن به آرمان‌ها به میان می‌آید، حد یقف این مصلحت کجاست؟ و آیا یک تشکیلات سیاسی حرفه‌ای می‌تواند به خاطر رعایت این مصلحت، مبناهای فکری و عملی خود را هم کنار بگذارد؟».

 

این روزها اتفاقی در درون اصلاح‌طلبان در حال رخ دادن است که با هیچ منطق عقلانی، سیاسی و تشکیلاتی سازگاری ندارد اما با کمال تاسف باید گفت که دارد رخ می‌دهد و آن «حذف نیروها و تشکیلات اصلی اصلاح‌طلبان توسط بخشی دیگر از اصلاح‌طلبان» است و در این میان آنچه جالب توجه است این است که احزاب پیشروی اصلاحات احتمالا به بهانه حفظ ائتلاف اصلاح‌طلبان هم به منظور شرکت در انتخابات مجلس هشتم و هم در نگاهی کلی‌تر مقابله با جریان حاکم، عملا در برابر این پروژه موضعی انفعالی در پیش گرفته‌اند.

 

امروز برخی از اشخاص که نام خود را اصلاح‌طلب گذارده‌اند، عملا به شورای نگهبانی دیگر در میان اصلاح‌طلبان تبدیل شده‌اند و به بهانه یک «آلرژی»، پا را از اعضای این شورا هم فراتر گذاشته‌اند و به صراحت به «اصلاح‌طلبان پیشرو» و اعضای جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب و نمایندگان مجلس ششم پیغام می‌فرستند که در انتخابات مجلس هشتم کاندیدا نشوید!!!

 

سخن درباره دلایل و تاریخچه‌ای که باعث شده حال و روز اصلاح‌طلبان امروز اینچنین باشد از مثنوی هفتاد من کاغذ هم افزون‌تر است که آنگاه که «باید» گفته و نوشته خواهند شد اما فعلا به همین حد بسنده می‌کنم تا یادآور شوم بدون هیچ شکی اگر امروز اندک اعتباری برای آرمان و نام جنبش اصلاح‌طلبی که در دوم خرداد 76 کلید خورد باقی مانده‌است فقط و فقط به علت فعالیت‌ها و در واقع مجاهدت‌های همان کسانی است که امروزه عده‌ای از کسانی که خود را مدعی اصلاح‌طلبی می‌دانند به آنها «تندروها» می‌گویند. این افراد همان‌هایی هستند که با ردصلاحیت در انتخابات مجلس هفتم تاوان پا نهادن بر روی خطوط قرمز را پس دادند و بر خلاف آنهایی که از اصلاح‌طلبی تنها مصالحه و سازش‌های پشت پرده را آموخته‌اند، آنقدر در «مجموعه حاکمیت» به آنها «اعتماد و اعتقاد» وجود ندارد که حتی یک روزنامه برای بیان دیدگاه‌هایشان داشته‌باشند.

 

اما در این میان دو پرسش هم از اصلاح‌طلبان پیشرو وجود دارد که به نظر می‌آید پاسخ به آنها همراه با پاسخ به پرسشی که در ابتدای این یادداشت آمده، بتواند ابهامات موجود را تا حدود زیادی برطرف سازد:

 

۱) سکوت و انفعال در برابر پروژه به حاشیه راندن و حذف اصلاح‌طلبان پیشرو توسط مدعیان اصلاحات، تا کی ادامه دارد؟

 

۲) آیا این با عقلانیت و منطق همراه است که اصلاح‌طلبان پیشرو رایزنی‌ها و لابی‌ها برای تضمین سلامت نسبی و به حداقل رسیدن ردصلاحیت‌ها در انتخابات آینده را بر عهده شخص و جریانی بگذارند که به صراحت می‌گوید «شما» اساسا حق نامزدی در انتخابات را ندارید؟

 

در این باب باز هم خواهم نوشت....

 

واکنش رئیس دوره‌ای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات به سخنان قائم‌مقام حزب اعتماد ملی (خوب است ولی به شرط استمرار)

 

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه در چهارشنبه 31 مرداد1386  | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin