این روزها برای من روزهای متفاوتی هستند. دیگر در آفتاب حضور ندارم، هم میهن هم که تعطیل است. این «بیکاری» برای منی که به هیچ عنوان اهل خانه نشینی و در عین حال خیابان گردی نیستم، من حیث المجموع کسل کننده و اندکی سخت می گذرد.با این حال؛ بیکاری پیش آمده دلیل نمیشود از قرصتی که فی الواقع ناخواسته نصیبم شده تا اموری که سالها پیش باید انجامشان میدادم و هنوز نداده ام، استفاده نکنم. فرصتی که ناشی از تعبیر عبارت نغض «عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد» است.
عنداللزوم این شبها تا هنگامی که چشمانم طاقت داشته باشند بیدار می مانم، راه شب را از رادیو گوش میکنم و فوتبال ها و سریال های قدیمی را که در سیمای شبانه پخش میشود، مشاهده میکنم و صبح ها تا جاییکه عشقم بکشد در بستر خواب باقی می مانم. در حال مطالعه چند کتاب و مقاله هستم که خیلی وقت بود قصد خواندنشان را داشتم و هرگز فرصت نمیکردم. این چند روز بیکاری در عین حال باعث شد تا به یاد امتحانات پایان ترم دانشگاه هم بیفتم هرچند که این بیدارباش اندکی دیرهنگام بود و موقعی متوجه آغاز امتحانات آنهم از طریق یکی از همکلاسی ها شدم که باید تا یک ساعت دیگر خودم را برای اینکه لااقل از جلسه امتحان غیبت نخورم به دانشگاه می رساندم پس چیزی از نمره ها نمیگویم {تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل}. یکی از دوستان دارد پایان نامه کارشناسیش را درباره «نقش احزاب اپوزسیون عراقی در سرنگونی رژیم بعث» می نویسد که بنابر درخواستش هرجا که کمکی از دستم بربیاید مضایقه نمیکنم. موسیقی گوش میکنم و با فرناز به گردش میروم، فیلم های روز را به طریقی گیر میاورم و به همراه بازی های جام ملت های آسیا، آجیل ها و مشغولیاتم را در پای تماشای آنها تناول می نمایم . سعی میکنم هر روز سری به ساختمان روزنامه بزنم و بچه ها را ببینم و در نهایت در حال اتمام مراحل اخذ گواهینامه رانندگیم هستم که باید یک عمر پیش میگرفتمش اما قسمت این بود که این کارت بی ارزش که حاصل اولین روز در اختیار داشتنش توسط اینجانب بی تردید قتل عام دسته جمعی تعداد زیادی عابر بی گناه است، امروز نصیبم شود.
کانهوالاجمعین اگرچه فراغت این روزهایم باعث شده تا امور معطل مانده قدیمی را به سامان برسانم و در ظاهر، زندگیم از آرامشی نسبی برخوردار شود ولی روح من با اینگونه زیستن میانه ای ندارد. من همان روزهای سخت و پرمشغله کاری را که به همراه دوستانم با عشق و با تمام وجودمان در تحریریه روزنامه قلم میزدیم را به سالها «آرامش دیگران ساخته» ترجیح میدهم.
اضافات: امروز اولین جلسه بازپرسی از کرباسچی مدیرمسئول روزنامه در شعبه دوم بازپرسی دادسرای کارکنان دولت برگزار شد. برگزاری دادگاه روزنامه که طبق وعده اولیه مقامات قضایی صورت میگیرد، امیدواری های ما به بازگشایی هم میهن در هفته های آتی را دوچندان میکند هرچند برخی افراد این امیدواری را «الکی خوش» بودن بنامند.
