تبليغاتX
بوی خاک - آنچه جمهوری اسلامی بر سر جنبش دانشجویی آورد
قفل یعنی کلیدی هست

 

نمی‌دانم  ورود «دانشجویان سهمیه‌ای» دقیقا از چه سالی به مراکز آموزش عالی و دانشگاه‌های کشورمان آغاز شد، از اینکه کیفیت این سهمیه بندی از ابتدا به روال موجود بوده یا ورود «دانشجویان سهمیه‌ای» به دانشگاه‌ها به تدریج شکل گسترده‌تری به خود گرفته‌است هم بی‌اطلاعم.

 

من اینها را نمی‌دانم اما این را می‌دانم که در کشوری مانند ایران که سابقه جنبش دانشجویی آن به بیش از نیم قرن پیش بازمی‌گردد، هرگز سابقه نداشته که عده‌ای با «زور» و نه بر مبنای «شایستگی» به دانشگاه راه بیابند، از تمام امکانات و حمایت‌های مادی و معنوی حکومت استفاده کنند،‌ در ساختمان‌های چند طبقه‌ای که از سوی حکومت به رایگان در اختیار آنها قرار گرفته استفاده کنند، جز جمود فکری و تصلب و تحجر دینی چیز دیگری در چنته نداشته باشند، تخم نفرت و خشونت را در دانشگاه بکارند، ایدئولوژی و خط فکری مطلوب حکومت را در دانشگاه که محل «آزاد اندیشی واقعی» است ترویج و تبلیغ کنند، دانشگاه را به پایگاهی برای نهادهای شبه نظامی بیرون از دانشگاه تبدیل کنند و از همه اندوهبارتر آنگاه که هنگام سرکوب فیزیکی دانشجویان منتقد می‌رسد از «هیچ اقدامی» در جهت خفه کردن صدای آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی دانشجویان واقعی فروگذار نکنند اما با تمام اینها خود را جنبش دانشجویی بنامند!!!

 

جنبش دانشجویی (1)

جنبش دانشجویی (2)

جنبش دانشجویی (3)

جنبش دانشجویی (4)

جنبش دانشجویی (5)

جنبش دانشجویی (6)

جنبش دانشجویی (7)

جنبش دانشجویی (8)

جنبش دانشجویی (9)

جنبش دانشجویی (10)

 

این نمونه‌ای از «قلب مفاهیم» است که در دوران حیات جمهوری اسلامی به بهترین و البته عجیب‌ترین شکل ممکن صورت گرفت.

 

از همین باب - گفت‌وگوی اصلاحی

 

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه در یکشنبه 23 اردیبهشت1386  | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin