تبليغاتX
بوی خاک - دردگفته‌هایی از آنچه که حق مسلم ماست!؟
قفل یعنی کلیدی هست

 

سفر «علی لاریجانی» به چین و مذاکرات وی با سران سیاسی و اقتصادی این کشور در مقطع زمانی کنونی بسیار جالب توجه است.

 

جالب توجه از این جهت که این سفر در میانه مهلت تعیین شده در قطعنامه اخیر شورای امنیت (بخوانید اولتیماتوم) در لزوم تعلیق کلیه فعالیت های مربوط به بازفرآوری و غنی سازی اورانیوم توسط ایران صورت میگیرد و البته چین هم کشوری است که به رغم سرمایه گذاری 100 میلیارد دلاری در صنایع نفتی و سوختی ایران و اخذ هزار و یک نوع باج و رانت دیگر، به این قطعنامه رای مثبت داد به عبارت دیگر «قد قدها» شو برای ایران کرد و «تخم ها» شو برای آمریکا گذاشت.

 

با توجه به مسئله فوق، سفر لاریجانی به چین بر مبنای چه توجیهی صورت میگیرد؟

 

رسانه به اصطلاح ملی (صدا و سیمای سابق) پاسخ این سوال را به روشنی هرچه تمامتر در بخشهای خبری وتحلیلی خود ارائه داد: «سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول پرونده هسته ای کشورمان به چین در راستای گسترش روابط بین دو کشور به خصوص در حوزه مسائل اقتصادی است».

 

تعجب نکنید!! مذاکرات «مسئول پرونده هسته ای ایران» با مقامات چینی بر سر «گسترش روابط اقتصادی»!! آنهم چند هفته مانده به «پایان اولتیماتوم شورای امنیت».

 

مطمئنم که مرغ پخته هم از شنیدن این ادعا خنده اش میگیرد اما من کاری به مرغ پخته ندارم فقط چند سوال دارم که از خود لاریجانی گرفته تا دوستان گرامی، هرکدام پاسخ آنها را بدهند، ممنون میشوم.

 

1) آیا برای «گسترش روابط اقتصادی» با کشور چین، هیچ مسئول و رئیس و مقام عالی دیگر که در کشور ما الا ماشاءالله وجود دارند نبود، که «مسئول پرونده هسته ای» را آنهم در این مقطع به چین فرستاده ایم؟

 

2) مسئولان ایران تا کی می‌خواهند به روند کهنه و پوسیده باج دادن به کشورهایی چون چین و روسیه به علت نفوذ کشکی آنها در شورای امنیت ادامه دهند تا شاید در روز مبادا فریاد رسی وجود داشته باشد؟ آیا روز مبادایی که مسئولان ایرانی این همه از سرمایه های ملی کشور را تاکنون به خاطر آن حراج کرده اند، روز صدور قطنامه اخیر نبود که به غیر از چین و روسیه، حتی کشور دوست، مسلمان، همسایه، برادر، ضد امپریالیسم و.... قطر هم به آن رای موافق داد؟

 

3) این چه جور «حق ملی» است که به خاطر حصول آن راهی جز حراج «سرمایه های ملی» خود نداریم؟

 

4) مسئولان کشور برای توجیه اقدامات ناموجه خود در پرونده هسته ای، مدام این مسئله (انرژی هسته ای)‌ را با ملی شدن صنعت نفت کشورمان به رهبری دکتر مصدق مقایسه میکنند اما بهتر است به این سوال هم پاسخ بدهند که مصدق برای احقاق آن حق ملی به کدام کشور خارجی اعم از ابرقدرت یا کشورهای عادی باج داد؟

 

5) اگر آنگونه که مسئولین ادعا میکنند انرژی هسته ای یک خواسته ملی و مورد حمایت قلبی تمام ملت است اساسا باج دادن به کشورهای خارجی و بخشیدن سرمایه های مملکت به ثمن بخس به آنها چه توجیهی دارد؟

 

6) خوب است مقامات کشوری و لشکری که داعیه اهمیت دادن به منافع ملی و ذره ای کوتاه نیامدن در برابر شرق و غرب را بر سر خواسته های ملت ایران دارند به این پرسش هم پاسخ دهند که سرنوشت پرونده رژیم حقوقی دریای خزر و بهره برداری از میدان گازی پارس جنوبی چه شد؟ آیا هیچ مقام دولتی پیدا نمیشود که توضیح دهد این دولت برای «حق مسلم» ملت و کشور ایران در دریای خزر چه کرده است یا اینکه «سرشاخ» شدن با روسیه بر سر این مسئله، به «عواقب»‌ آن نمی‌ارزد؟

 

7) نیاز سالانه کشور ما به برق در حدود 40 هزار مگاوات است اما در صورت رسیدن کشور و ملت ایران به قله های هسته ای وعده داده شده توسط دولت نهم (که قطعا وارد مدار شدن راکتور نیروگاه هسته ای بوشهر جزو لاینفک آن است) تنها هزار مگاوات برق وارد شبکه برقی ایران خواهد شد به عبارتی دیگر این توجیه که کشور ما برای تولید برق نیاز مبرم به ساخت نیروگاه هسته ای دارد به یک شوخی می‌ماند.حال این پرسش را پاسخی باید که دستیابی به این دانش به چه قیمتی....؟؟؟

 

با توجه به موارد فوق، من که هرجور فکر میکنم می‌بینم که در صورت بی پاسخ ماندن این پرسشها و بسیاری پرسش های دیگر، نه تنها دستیابی به انرژی هسته ای از ارزش چندانی برخوردار نیست بلکه اگر قرار باشد کشورمان برای بهره وری از این فن آوری چنین هزینه هایی را بپردازد، نه تنها آن را «حق مسلم»‌ که «حق عادی» خود هم نمیدانم.

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه در شنبه 16 دی1385  | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin