برای رفع سوء تفاهم خود با دیگران،نامه نگاری نکنید با او رو در رو صحبت کنید.
نمی دانم این عبارت از کیه یا اصلا از کسی هست یا نه؟ولی حقیقت آن دیشب بر من اثبات شد.
آن هنگام که اکبر گنجی شجاعانه در جمع روزنامه نگاران در ساختمان ۱۲۵ حاضر شد و از مواجهه با انتقادات کسانی که بین مدل جمهوری خواهی او با مدل مشروطه خواهی حجاریان،آشکارا بر مشروطه خواهی تاکید می کنند،اجتناب نکرد.
اتفاقا همین واژه شجاعانه است که گنجی را با دیگر اشخاص از دسته تحریم متمایز می سازد زیرا در میان این عده این فقط گنجی است که شجاعانه برای عمل خود دلایل منطقی ارائه می کند،شجاعانه از آن دفاع می کند،شجاعانه بر پذیرش اشتباهاتش در صورت اثبات آنها تاکید می کند و شجاعانه از پرداخت تمام هزینه ای که در راه آرمان هایش باید بپردازد،ابایی ندارد.
هرچند برای من انتقاد از کسی که بخشی از هویتی که با آن عشق کردم و روزهای آسمانی نه چندان دور عمرم را مدیونش هستم واقعا دشوار بود،این را به خودش هم گفتم....
راستی دیشب کسی متوجه تغییرات بزرگی که در افکار گنجی اتفاق افتاده شد؟
********
چند روز پیش مصاحبه ای با حمیدرضا ترقی انجام دادم که به نظر می آید روزنامه جمهوری اسلامی خیلی ازش راضی بود.(برای دیدن اصل خبر باید به ستون جهت اطلاع تشریف ببرید)
چشم برادران مهرورز؛حتما اطاعت اوامر خواهد شد.
توضیح: موتلفه در این زمینه بیانیه صادر کرده بود و در آن از احمدی نژاد خواسته بود که از دستور مراجع تبعیت کند.
پ.ن: الحمدالله که باعث طیب خاطر همکاران گرامی در روزنامه فخیمه فوق هم شدیم.
آنگونه که شواهد و قرائن نشان میدهد مسئولان جبهه مشارکت به این نتیجه قطعی شده دست یافته اند که باید در انتخابات آینده مجلس خبرگان رهبری به هر طریق ممکن شرکت کنند لذا از آنجا که بر اثر تفسیر خاص شورای نگهبان از قانون اساسی،این تنها روحانیون مورد تایید آن شورا هستند که می توانند کاندیدای شرکت در انتخابات نامبرده شوند و بدان راه یابند،حزب مشارکت هم تصمیم گرفته است تا از لیستی که مجمع روحانیون مبارز و مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم (مجمعین اصلاح طلب) و صد البته با محوریت اکبر هاشمی رفسنجانی!!! و سید محمد خاتمی تهیه خواهد شد،حمایت کند.
سخت به این اصل قائلم که اگر ادعای حرکت اصلاح طلبانه را با خود یدک میکشم،باید به لوازم آن هم پایبند باشم.
اما به شخصه به هیچ عنوان در مخیله ام نمی گنجد که محمد خاتمی و امثال او اهل نظارت بر رهبری باشند و به این علت بخواهم از هراس جبر تاریخی انتخاب میان "بد و بدتر" با رای به آنها و تلاشی که باید در راستای این امر مصروف کنیم،مانع قدرت گرفتن طیف آیت الله مصباح در مجلس خبرگان رهبری بشویم.
کما اینکه تجربه ۲ انتخابات گذشته مجلس و ریاست جمهوری ثابت کرده که اراده ای قاهر باز هم در جهت وارد نمودن طیفی خاص به این مجلس موفق خواهد بود.
اکنون به نظر می آید پاسخ این پرسش از سوی محمد خاتمی ضروری باشد که چگونه وی در هنگامی که فرد اول اجرایی کشور بود و از اختیاراتی که به عنوان رئیس جمهور در اختیار داشت (که در یک سال اخیر ثابت شده است این اختیارات کم هم نیستند) نتوانست در جهت برگزاری سالم انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم استفاده کند و انتخابات فوق با آن فضاحت توسط وی اجرا شد و اکنون می خواهد بدون هیچ اختیاری و در حالیکه دیگر آن محبوبیت گذشته را هم ندارد (هرچند که هنوز محبوبترین فرد ایران است) در راه سالم سازی انتخابات خبرگان و اولاتر از آن سالم سازی و تزکیه مجلس خبرگان رهبری گام بردارد؟
با این وجود باید پذیرفت که با توجه به اصلی ترین مبنای استراتژی اصلاح طلبانه که حرکت گام به گام است،شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس خبرگان رهبری هیچ توجیهی ندارد زیرا در یک حرکت گام به گام،یک قدم هنگامی باید برداشته شود که در مسیر پیش (اصلاحات؛یک گام به پیش) باشد و نه گامی در جا و ساکن.
کما اینکه همانگونه که در بالا هم قید شد،فرض ورود چهره هایی همچون خاتمی،موسوی خویینی ها،کروبی و دیگران هم به مجلس خبرگان هیچ تاثیری بر حرکت رو به جلوی اصلاح طلبانه برای نیل به سوی برپایی نظامی دموکراتیک در ایران ندارد ضمن اینکه حتی در صورتی که چهره های فوق به این مجلس هم راه یابند با توجه به پیروزی قریب به یقین مصباح و شاگردانش در این انتخابات،اصلاح طلبان روحانی صرفا به فراکسیونی همانند فراکسیون اقلیت مجلس هفتم تبدیل میشوند که تنها نقش آنها مشروعیت بخشیدن به فرایند تصمیم گیری های کلیت مجلس شده است.
******
به بوش و همفکران نادانش بگویید در ایران همه از نظام و خاکشان دفاع میکنند.چنانچه دیوانگی نمایند و به این کشور چندین هزار ساله و اسلامی چشم طمع داشته باشندبا توجه به شناختی که ما از نقاط مرزی داریم و آشنایی با کوره راه های مرزی،شبانه و با بستن مواد منفجره به داخل نیروهای آمریکایی در مرز وارد شده و با عملیات های شهادت طلبانه،نیروهای آنها را به درک واصل و خودمان را از دنیای فانی به جهان باقی وصل می نمائیم.
******
نه تنها آمریکا بلکه تمامی استعمارگران تاریخ و جهان بدانند که در صورت حمله به ایران با بمب های متحرک ۲ پایی (با تئوری احزاب ۲ پای تاج زاده فرق میکنه) روبرو خواهند شد که هرم جهنمی آن تا خود سرزمین شیطانیشان را خواهد سوزاند.
******
اپیزود اول و آخر:*
راوی: توی این ۲۷ ساله خیانت های خیلی ها ثابت شد و دستشون رو شد،تاریخ هیچوقت این عده رو نمی بخشه...
مستمع خوشحال(از اینکه طرف سر به راه شده): این عالیه که اشتباهات خودتون رو قبول کردید و می خواهی به حقیقت عمل کنی اما وزن تو به اندازه ایه که باید اینها رو بلند فریاد کنی تا همه متوجه بشن.
تو شخصیتی هستی که اگه حرف بزنی صحبتات عین بمب منفجر میشن، آخه تو....
حالا از چه کسایی میخوای اسم ببری؟
راوی: خب معلومه دیگه؛از خاتمی و مهاجرانی،از معین و عبدالله نوری بگیر تا بهزاد نبوی و اون شیرین عبادی فلان فلان شده و .....
*نقل به معنا و مضمون از ؟؟؟؟؟؟
دوشنبه دکتر معین اومده بود نمایشگاه،غرفه شرق.
یادش بخیر....سال گذشته تو بحبوحه انتخابات بود که اومده بود نمایشگاه،آن هنگام غرفه اقبال.
تنها چیزی که فرق کرده بود؛ظاهرش بود و محل سخنرانیش که سال گذشته از فرط ازدحام جمعیت به سالن جنبی منتقل شد ولی امسال با همان شلوغی در غرفه روزنامه باقی ماند.
شنیدم که رضا تاجیک به بغلیش میگفت: هیچ سالنی رو برای سخنرانی معین اختصاص ندادند.
اما معین همان معین بود با همان....
مانند سال گذشته از امید می گفت و اراده....
از کسانی گفت که در خانه های خود نشستند و بذر یاس پاشیدند به مرتع امید مردم...
از نامه به بوش گفت و گفت که قرار است این نامه یا نقش نامه امام به گورباچف را بازی کند یا نقش نامه پیامبر به خسرو پرویز منتهی بالعکس.
از جبهه دموکراسی و حقوق بشر گفت و از آینده...
باز هم از امید گفت و از اراده...
معین عزیز خدا قوت...
ماهم دلخوشیم به آینده ولی نه به در انتظار ماندنش بلکه به ساختنش...
آینده را می سازیم به اتفاق هم با دستان خودمان....
در حاشیه:
مسعود ده نمکی چند روز پیش میگفت که گروه های فشار هم دیگه مدرن شدند و این سخن دیروز اثبات شد،در حالیکه دوستان گروه فشاری در سالن حضور داشتند ولی مدرن و دموکرات منشانه مشغول استفاده بودند یک بچه روح ۶ ماهه نقش گروه فشار و انصار حزب الله را یکجا بر عهده گرفت و اگر فشار افکار عمومی نبود یک تنه مراسم رو بهم میزد.
به خیر و خوشی وسلامتی برادر مهرورزمون احمدی نژاد نامه ای به جرج بوش نوشته که قرار است متن کامل اون تا همین روزها منتشر بشه.
یا الله،خیر باشه...
امروز صبح علاءالدین ظهوریان،دبیر هیات نظارت بر مطبوعات در گفتگویی که باهاش انجام دادم اعلام کرد که درخواست حزب مشارکت برای صدور مجوز روزنامه ایرانیان از طرف این هیات رد شده است و این موضوع طی یک نامه به اطلاع حزب رسیده است.
هرچند که سعید شریعتی بهم گفت که این نامه به حزب نرسیده.
به این ترتیب ادعاهای مکرر دولت فخیمه مبنی بر مهرورزی حتی شامل یک روزنامه ناقابل هم نشد و حزب مشارکت یه جور دیگه مهرورزی شد.
این دو سه روزه آنقدر چیزها و خبرهای عجیب و غریب دیدم و شنیدم که دیگه دارم جدی جدی کم میارم.
موضوع اول بازداشت استاد گرامی فلسفه رامین جهانبگلو بود که بدجوری آزارم داد.
یکی از بزرگترین افتخارات من این هست و خواهد بود که ۲ سال پیش چند جلسه ای در کلاس درس دکتر جهانبگلو حاضر بودم و به علت شناختی که نسبت به منش سیاسی وی دارم اتهام جاسوسی که خبرگزاری فارس به وی وارد کرده را یک ننگ برای این خبرگزاری میدانم.
امیدوارم که این استاد گرامی هرچه سریعتر آزاد شود.
موضوع دوم جلسه مشارکت در روز سه شنبه به مناسبت روز جهانی کارگر بود که با حضور ناصر خالقی و صفدر حسینی وزرای کار و اقتصاد دولت خاتمی برگزار شد.
از کیفیت اداره جلسه که هیچی نگم اما موضع حزب و عملکرد آن در قبال جامعه کارگری انقدر ضعیف و پرنقص است که فکر نکنم این قبیل جلسات کمکی به رفع نقاط ضعف آن بکند.
به نظر می آید که بر جبهه مشارکت واجب است که با یک نقد بی رحمانه از استراتژی و عملکرد گذشته خود در قبال جامعه کارگری، نسبت به ترمیم نقاط ضعف آن که کم هم نیستند،اقدام کند.
موضوع دیگر هم نامه ای بود که با دیدنش نزدیک بود تعداد چشم هایم به توان ۸ برسد.
نامه ای که با امضای مشترک انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی و بسیج دانشجویی دانشگاه تهران خطاب به حضرت آیت الله عمید زنجانی ریاست محترم دانشگاه تهران نوشته شده ودر آن از آن مقام فرهیخته درخواست شده تا در اجرای سیاست های عدالت محور دولت فخیمه ریاست جمهور محبوب،فلان معاون دانشگاه را از کار برکنار کند. (نقل به مضمون از نامه فوق)
البته انجمن اسلامی فوق الذکر که اتفاقا به مشارکت بسیار هم نزدیک است از این دست نامه نگاری ها و اقدامات زیاد داشته است اما من مطمئنم که درصد وجود اینگونه نگرش ها در بدنه و حتی راس حزب کمتر از ۵ درصد است.
به عنوان یک عضو حزب از این دست موضع گیری های یک انجمن اسلامی (که اعضایش از دوستانم هستند) احساس ننگ میکنم.
آقایان شما باید ادامه دهنده راه بازگان ها و سحابی ها و هزاران شهید جنبش دانشجویی ایران از ابتدا تاکنون باشید نه توجیه گر و جاده صاف کن دولت فخیمه آن هم با نام دانشجو و حزب مشارکت در دانشگاه ها.
نکته آخر هم لطیفه های بامزه نمایندگان سازمان ادوار تحکیم در جلسات جبهه دموکراسی و حقوق بشر است که منو مجبور کرد باز هم به دوستان تحکیمی (بخوانید تحریمی) گیر بدم.
آقای موسوی خویینی ها دو هفته است که جفت پاهاشو تو یک کفش کرده که این جبهه باید در انتخابات مختلف حضور فعال داشته باشد.
هرچند که اصل حرف کاملا درست است اما نکته اینجاست که دوستان ادوار تحکیم تا همین چند ماه قبل طرفدار تحریم هرنوع انتخابات و پیروی حزب مشارکت از این استراتژی بودند و به همین علت حاضر نشدند تا در انتخابات گذشته از کاندیداتوری معین حمایت کنند،حال چه اتفاقی افتاده که با این شدت و حدت از فعالیت انتخاباتی جبهه دموکراسی و حقوق بشر دفاع میکنند؟
قطعا خود دوستان باید پاسخگو باشند.
راستی از پرونده هسته ای چه خبر؟
همین الان یه آدم نه چندان مهم زنگ زد و یه خبر خیلی زیادی مهم رو اعلام کرد.
اگه اجازه بدین محتوای این خبر رو ۱۵ روز دیگه و پس از قطعی شدن به اطلاع برسانم.
اگر هم مایل هستید که الان بدونید چی به چیه؟ تماس بگیرید در خدمت هستم.
بالاخره دادگاه تجدید نظر استان تهران حکم ۵ سال حبس و ۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی علی افشاری عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت را تایید کرد.
فارغ از هر قضاوتی که درباره رفتار سیاسی و موضع گیری های چند سال گذشته افشاری دارم و صد البته اکثریت قریب به اتفاق آنها را نمی پسندم،در عین حال نمی توانم بپذیرم که فردی به صرف مخالفت یا انتقاد نسبت به عملکرد حکومت (که جزو حقوق اولیه سیاسی و شهروندی) می باشد حتی دچار مضیقه گردد چه رسد به اینکه به زندان یا محرومیت از حقوق اجتماعی محروم شود.
حکم زندان علی افشاری محکوم است و مسئولان مدعی عدالت باید در جهت ابطال آن بکوشند.
بی گمان اجرای مفهوم مقدس عدالت در حق مخالفان است که معنا می یابد وگرنه رحم و شفقت روا داشتن در حق ثناگویان که عدالت محسوب نمی شود.
صبر و تحمل هم حدی دارد،وقاحت هم همینطور،میدانید با چه کسانیم؟
با آنها:
آنها که در طول چند سال گذشته شعار ۶۰ میلیون دات کام را دادند ولی در کل پهنه اینترنت موفق به جمع آوری فقط ۳۰ هزار امضا شدند.
آنها که روزنامه نگاری و خبرنگاری را در مطبوعات جبهه مشارکت آموختند ولی پس از آنکه نامشان توسط آن روزنامه ها بر سر زبان ها افتاد نمک خوردند و نمکدان شکستند.
آنها که در بحبوحه انتخابات گذشته و برخلاف سیاستهای تمام ارکان حکومت شعار تحریم انتخابات دادند ولی با آزادی تمام تا هنگام انتخابات به روش کذایی خود ادامه دادند و الف نون را به خاتمی هم ترجیح دادند.
آنها که حتی یکبار هم از خود نپرسیدند که چگونه اکبر گنجی قهرمان پس از سپری کردن سالها زندان انفرادی به یکباره و در وانفسای انتخابات به منزل می آید و آزادانه دم از تحریم انتخابات میزند؟
آنها که مدام دم زدند:اصلاحات بد،مشارکت بد،خاتمی بد،معین بد،همه بد ولی حتی یکبار هم نگفتند پس چه چیز خوب یا حتی اگر گفتند پاسخشان به خودشان در لفافه و گاه به صراحت آمریکا یا یک گور به گوری دیگر بود.
آنها که بارها و بارها در مجامع خصوصی وهنگامی که با سوال از چرایی عملکرد خود روبرو شدند پوزخندی زدند و گفتند: ای بابا کجای کارید؟ اگر اینها را نگوییم چگونه ۲ سال دیگر سر از ینگه دنیا در بیاوریم؟
آنها که تا قبل از دوم خرداد سوراخ موش را به هزاران قیمت خریدار بودند و پس از آن هرچه خواستند گفتند و هرچه خواستند نوشتند ولی باز هم گفتند مگر شما چه کردید؟
آنها که بهشان گفتیم رای دهید که اگر رای ندهید شرایطمان این میشود که الان شده و پاسخ دادند:که دیگر امکان ندارد کسی به آنها بگوید حجابتان را رعایت کنید،امکان ندارد استاد و دانشجویی از دانشگاه اخراج شوند،امکان ندارد کشورمان به ورطه جنگ و تحریم بیفتد (که گویی برای این یکی لحظه شماری می کردند) و هزاران امکان ندارد دیگر...
حالا به آن آدرس بروید و ادبیاتشان را ببینید یا اگر می خواهید خودم برایتان مثال بزنم: جوجه مشارکتی های مردنی،اصلاح طلب های بدبخت،بیچاره های مفلوک،متعفن بو گندو،آدم های حکومت،سربازان گمنام وزارت اطلاعات و .....
این، ادبیات انصار حزب الله و حسین شریعتمداری هست یا ادبیات الپر که با این متانت عذرخواهی کرد هرچند که شما حتی لیاقت عذرخواهی کردن ندارید.
نه،اشتباه نکنید!
ما آدم حکومت نیستیم،آدم حکومت کسانی هستند که تحمل ۲ سال زندان انفرادی و چند ضربه شلاق را نداشتند و خیلی زود جا زدند.
شما که تحمل اینها را نداشتید چگونه از خاتمی طلب تندروی میکردید؟
شمایی که می خواهید انقلاب کنید ولی حتی حاضر نیستید که اتوی شلوارتان خراب شود.
مشارکتی که داغ گلوله را بر گونه رهبرش دید،مشارکتی که اعضای مرکزیتش، جوانانش، دانشجویانش و هوادارانش در این ۸ سال یا در راهروهای دادگاه انقلاب بودند یا در گوشه سیاه چاله ها،آدم حکومت بود ولی شما که تا روز انتخابات در صفحه ۶ روزنامه شرق دم از تحریم زدید تا احمدی نژاد آسوده رئیس جمهور شود آدم حکومت نیستید؟
شما که به ما میگویید در جذب رای مردم ناکام بودید وبدینسان خود را قبله آمال ملت معرفی میکنید،آیا ۴ میلیون رای معین را ندیدید؟
شما که نتوانستید از ۶۰ میلیون امضا،حتی ۴۰ هزار تایش را کسب کنید چگونه میگویید که مردم با شمایند؟
این شمایید که در ایران با هزار کثافت کاری شدید مثلا نماینده جنبش دانشجویی ولی اکنون با سناتورهای آمریکایی نشست و برخاست دارید و کاسه گدایی پیش آنها می اندازید.
مشارکت هیچ پستی را به جز با رای مردم در اختیار نگرفت،پس شما مشکلتان با رای مردم است و نه با مشارکت.
دست از لجن پراکنی های خود بردارید و برای یکبار هم که شده بابت تمام اشتباهاتتان (اگر نگوییم خیانت ها) از ملت عذر خواهی کنید.
به اینی که هستم و هستیم افتخار میکنم و افتخار میکنیم زیرا حداقل هیچگاه در پیش آمریکایی ها گردن کج نکردیم تا پس از برملا شدن رسوایی خود با هزار توجیه حتی جسارت عذرخواهی هم نداشته باشیم.
سخن آخر
بارها خواسته ام که مکنونات قلبی خود در مورد محمد خاتمی را بگویم ولی هنگامی که او را با امثال شما مقایسه میکنم پشیمان میشوم.
خاتمی از سر شما هم زیاد بود...
تاریخ قضاوت خواهد کرد.
دیشب آرسنال در ورزشگاه ویارئال از این باشگاه اسپانیایی یک مساوی گرفت تا به فینال جام باشگاه های اروپا برسد.
ولی نکته مهم دیدار امشب بارسلونا و میلان در ورزشگاه نیوکمپ بارسلون است،بارسلون بازی رفت رو در سن سیرو ۰-۱ برد و پوزه میلان رو به خاک مالید و اگر بازی امشب هم به نفع بارسا تمام بشه (که قطعا همینطور خواهد شد) سخت انتقام آن فینال کذایی سال ۹۴ را خواهیم گرفت.
برای استفاده از کامل ترین و جامع ترین تحلیل ممکن که فقط از یک روح بر می آید اینجا را کلیک کنید.
به امید قهرمانی...
اول:
الپر وقتی دید که کار اشتباهی انجام داده با شجاعت به آن اعتراف کرد و از علی افشاری و همسرش عذرخواهی کرد.
ایکاش آنهایی که در چند سال گذشته با عملکرد و شعارهای اشتباه خود بزرگترین ضربه ها را به پیکر جنبش اصلاحی ملت ایران زدند،از الپر بیاموزند و برای یکبار هم که شده بابت این اشتباهات از خیلی ها عذرخواهی کنند.
دوم:
امروز بهترین خبری که از هنگام مشخص شدن نتایج انتخابات گذشته ریاست جمهوری سخت* منتظرش بودم و برایش لحظه شماری میکردم را دریافت کردم.
مصطفی معین پیش نویس منشور جبهه دموکراسی و حقوق بشر را به اعضای این جبهه ارائه کرده و قرار است که در جلسه ساعت ۱۷ فردا در ساختمان خاطره انگیز بیمه این پیش نویس و ساختارهای تشکیلاتی جبهه به تصویب اعضا برسد.
هرچند که بازهم نگرانی هایی وجود دارد و بازهم هستند کسانی که جز غرزدن کاری از دستشان بر نمی آید ولی من امیدوارم...
* خیلی دنبال توجیه نگارشی واژه سخت در جملات من نباشید،این واژه صرفا یک تکیه کلام است.
دست های دراز و گرسنه، روح تنگ، یاوه گویی، عقده های دملی چرکی، له له کردن عقیم حقیر، ملعبه های کوچک، حسودان، خیال بافی های ذهن های مریض و ....
نه! اشتباه نکنید؛
این واژگان از سرمقاله روزنامه کیهان به عاریت گرفته نشده،از بیانیه های انصار حزب الله هم نیستند.
اینها جوابیه و تولدت مبارک هانیه بختیار،همسر علی افشاری است که در پاسخ به الپر بیان کرده.
اگر الپر دروغ گفته یا اشتباه کرده با دلیل و منطق آن را اثبات کنید تا همه با هم به ریش الپر بخندیم اما اگر به جز این عبارات چیز دیگری برای دفاع از خود ندارید،بیهوده در نفی سخنان الپر نکوشید.
با توجه به قهرمانی مقتدرانه تاج فوتبال آسیا،استقلال قهرمان در مسابقات لیگ برتر،فعلا فقط S S را عشق است.
بدین وسیله این افتخار را که مرهون جادوگری های عنایتی آقای گل و اکبرپور ستاره و گلری بی نظیر طالب لو قهرمان و همچنین پاسهای جادویی مجتبی جباری و تک تک بازیکنان استقلال همیشه قهرمان است را به تمام اقتدارگرایان و پرسپولیس گرایان که هردو در حال حاضر اوضاع و احوال به هیچ عنوان خوبی ندارند تسلیت می گویم.(هرچند که اوضاع اقتدارگرایان در شرایط کنونی بسیار بهتر از پرسپولیسی ها است)
در ضمن در پایان بی انصافی است اگر از هدایت بی نظیر امیر قلعه نوعی اسطوره یاد نکنم.
پی نوشت:
به تمام پرسپولیسی ها هشدار میدهم که حتی تصور کرکری خواندن هم به ذهنشان خطور نکند چون در آن صورت مجبور میشوم بگویم که این استقلال بود که با بردن قندی باعث شد پرسپولیس امسال را هم به جای دسته ۲ در لیگ برتر سپری کند اگرچه اگر لیگ ۲-۳ هفته دیگر ادامه داشت،پرسپولیس اتوماتیک به دسته ۲ سقوط میکرد.

